واژهنامه تخصصی صنعت مواد اولیه نفتی
- Absolute Viscosity (گرانروی مطلق)
گرانروی مطلق، نسبت نیروی برشی به سرعت برشی است و معیاری از مقاومت درونی سیال در برابر جاری شدن محسوب میشود. واحد رایج اندازهگیری آن پواز (Poise) است. با تقسیم گرانروی مطلق بر چگالی سیال، گرانروی سینماتیک به دست میآید.
- Acid Number ( عدد اسیدی)
عدد اسیدی، مقدار هیدروکسید پتاسیم (بر حسب میلیگرم) موردنیاز برای خنثیسازی یک گرم از نمونه را نشان میدهد. این کمیت با روشهای استاندارد ASTM D664 (روش پتانسیومتری) و ASTM D974 (روش تیتراسیون با شناساگرهای رنگی) اندازهگیری میشود. عدد اسیدی به عنوان «عدد خنثیسازی» نیز شناخته میشود.
- Additive (ماده افزودنی)
ماده افزودنی، ترکیب شیمیاییای است که با اضافه شدن به محصولات نفتی، ویژگیهای خاصی را بهبود میبخشد یا ایجاد میکند. رایجترین افزودنیهای صنعت روانکاری شامل ترکیبات ضدکف، ضدسایش، ضدخوردگی، تمیزکننده، متفرقکننده، جداکننده از آب، همفازکننده با آب، ضد فشار، ضد اکسایش، بهبوددهنده نقطه جاری شدن، ضد زنگ، بهبوددهنده شاخص ویسکوزیته و بهبوددهنده چسبندگی هستند.
- Adsorption ( جذب سطحی)
جذب سطحی، پدیدهای است که در آن مولکولهای گاز، مایع یا اجزای محلول، به دلیل غلظت بالای مولکولها در ناحیه تماس، بر سطح یک جامد متصل میشوند. نمونهای از این پدیده، پوششدهی سطوح فلزی توسط افزودنیهای ضد سایش است.
- AGMA (انجمن تولیدکنندگان چرخدنده آمریکا)
AGMA (American Gear Manufacturers Association) سازمانی است که استانداردهایی برای چرخدندهها و روانکارهای مرتبط با آنها تدوین و توسعه میدهد.
AGMA Lubricant Numbers ( اعداد روانکاری AGMA)
اعداد روانکاری AGMA مشخصات فنی روانکارهای چرخدنده را تعیین میکنند. دامنه ویسکوزیته این اعداد مطابق با سیستم دستهبندی ویسکوزیته سازمان بینالمللی استاندارد (ISO) است.
Aniline Point ( نقطه آنیلین)
نقطه آنیلین، پایینترین دمایی است که در آن حجمهای مساوی از آنیلین (یک مشتق بنزنی) و مقدار مشخصی از محصول نفتی بهطور کامل در یکدیگر حل میشوند. این پارامتر با استفاده از استاندارد ASTM D611 اندازهگیری شده و به عنوان شاخصی برای تخمین قدرت حلالیت انواع حلالهای هیدروکربنی به کار میرود. هرچه نقطه آنیلین پایینتر باشد، قدرت انحلال بالاتر است. به طور معمول، حلالهای هیدروکربنی پارافینیک نسبت به آروماتیکها دارای نقطه آنیلین بالاتری هستند.
ANSI (American National Standards Institute) | مؤسسه ملی استانداردهای آمریکا
ANSI سازمانی متشکل از شرکتهای صنعتی، انجمنهای تجاری، جوامع فنی، سازمانهای مصرفکننده و آژانسهای دولتی است که در تدوین تعاریف، استانداردهای صنعتی، روشهای آزمون و تحلیل، و هماهنگسازی استانداردها در سطح ملی و بینالمللی مشارکت دارد.
Antifoam Agent ( ترکیب ضد کف)
ترکیب ضد کف، مادهای افزودنی است که از تشکیل کف در روغنهای خودرو و صنعتی جلوگیری میکند. این ترکیبات معمولاً شامل سیلیکون یا پلیمرهای خاصی هستند که باعث از بین رفتن حبابهای بزرگ سطحی میشوند. برخی از پلیمرها نیز میتوانند میزان حبابهای کوچک موجود در روغن را کاهش دهند.
Antioxidant ( آنتیاکسیدان)
آنتیاکسیدان، افزودنی شیمیاییای است که پایداری اکسیداسیونی روانکار را افزایش داده و در نتیجه، طول عمر و دوره سرویسدهی سیال را بهبود میبخشد.
Antiwear Additive (افزودنی ضد سایش)
افزودنی ضد سایش، ترکیب شیمیاییای است که در روانکارها باعث کاهش اصطکاک و سایش شدید بین سطوح متحرک میشود.
API (American Petroleum Institute) |( مؤسسه نفت آمریکا)
API یک انجمن تجاری متشکل از تولیدکنندگان نفت، پالایشگاهها، فروشندگان و توزیعکنندگان است که به توسعه صنعت نفت از طریق تحقیقات، جمعآوری و انتشار اطلاعات، و هماهنگی بین صنعت و دولت میپردازد.
Aromatic (ترکیبات آروماتیک)
هیدروکربنهای حلقوی غیر اشباع که شامل یک یا چند حلقه بنزنی یا دارای رفتار شیمیایی مشابه بنزن هستند، به عنوان ترکیبات آروماتیک شناخته میشوند. این ترکیبات معمولاً نسبت به پارافینها و نفتنها دارای واکنشپذیری و حلالیت بالاتری هستند و در واکنشهای شیمیایی نظیر استخلاف الکتروندوستی شرکت میکنند. گروههای نیترات، سولفونات و سایر گروههای فعال شیمیایی میتوانند به حلقه بنزنی اضافه شوند. ترکیبات آروماتیک بهطور گسترده در تولید محصولات پتروشیمیایی به کار میروند.
Hydrocarbon Rings ( هیدروکربنهای حلقوی)
هیدروکربنهای حلقوی به ترکیباتی اطلاق میشود که ساختار آنها از یک یا چند حلقه بسته از اتمهای کربن تشکیل شده است. این ترکیبات شامل دو دسته اصلی هستند: آلیفاتیکهای حلقوی (نفتنها) که شامل حلقههای اشباعشده کربنی هستند، و آروماتیکها که دارای ساختارهای بنزنی و خاصیت واکنشپذیری بالا میباشند. هیدروکربنهای حلقوی در طیف وسیعی از فرآوردههای نفتی و شیمیایی کاربرد دارند. ASTM (American Society for Testing and Materials) ای اس تی ام یک سازمان بینالمللی پیشرو در توسعه استانداردهای مهندسی مواد، مشخصات فنی، و روشهای آزمون است. استانداردهای این سازمان برای ارزیابی و شناسایی دقیق محصولات نفتی بهطور گسترده در صنعت استفاده میشود.
Automatic Transmission Fluid (ATF) ( روغن گیربکس اتوماتیک سیالی )
روغن گیربکس اتوماتیک سیالی است که باید دارای ویژگیهایی مانند ضریب اصطکاک کنترلشده، پایداری ویسکوزیته در دماهای پایین، و خاصیت ضدسایش مناسب باشد. از دیگر ویژگیهای مهم آن میتوان به پایداری اکسیداسیونی بالا، مقاومت در برابر خوردگی، خاصیت ضدکف، و سازگاری با الاستومرهای آببندی اشاره کرد.
Bactericide (باکتریکش )
باکتریکش افزودنیای است که در روانکارهای پایه آب برای جلوگیری از رشد باکتریها استفاده میشود و به حفظ کیفیت و افزایش طول عمر سیال کمک میکند.
Base Number (عدد بازی)
عدد بازی مقدار معیاری است که نشاندهنده توانایی روانکار در خنثیسازی اسیدهای تولیدشده در فرآیند احتراق یا اکسیداسیون است. این مقدار بر حسب میلیگرم هیدروکلریک اسید موردنیاز برای خنثیسازی یک گرم نمونه تعیین میشود. روشهای استاندارد ASTM D974 (با استفاده از شناساگرهای رنگی) و ASTM D2896 (به روش پتانسیومتری) برای اندازهگیری عدد بازی بهکار میروند.
Base Stock (روغن پایه)
روغن پایه، یک برش نفتی پالایششده است که پس از ترکیب با افزودنیهای مختلف، محصول نهایی روانکاری را تشکیل میدهد.
Bearing (یاتاقان )
یاتاقان تجهیزی است که برای کاهش اصطکاک و پشتیبانی از قطعات متحرک در ماشینآلات بهکار میرود و امکان عملکرد بهینه را فراهم میکند.
Biodegradation (زیستتخریبپذیری)
زیستتخریبپذیری، فرایند تجزیه شیمیایی ترکیبات توسط میکروارگانیسمها (مانند باکتریها، مخمرها و قارچها) در محیط زیست است. ترکیبات نفتی بسته به ساختار شیمیایی خود، در بازهای بین دو ماه تا دو سال تجزیه میشوند. بهطور معمول، روغنهای گیاهی سریعتر از روغنهای معدنی تجزیه میشوند.
Bleeding (بلیدینگ)
بلیدینگ به جدایش بخش مایع از ساختار اسفنجی گریس اشاره دارد که میتواند عملکرد روانکار را تحت تأثیر قرار دهد.
Boundary Lubrication (روانکاری مرزی)
روانکاری مرزی نوعی روانکاری است که در شرایط تماس مستقیم بین سطوح، با استفاده از افزودنیهای خاص، از سایش جلوگیری میکند و تشکیل فیلم روانکاری را تقویت میکند.
Viscosity Brookfield (ویسکوزیته بروکفیلد)
ویسکوزیته بروکفیلد معیاری از ویسکوزیته یک روانکار در دما و سرعت برشی پایین است. این مقدار با روش استاندارد ASTM D2983 اندازهگیری میشود. ویسکومتر بروکفیلد با استفاده از یک اسپیندل مشخص، سرعت برشی کنترلشدهای را در سیال اعمال کرده و میزان مقاومت آن را ارزیابی میکند.
Carbon Residue (بقایای کربنی)
بقایای کربنی، مقدار باقیمانده کک در اثر تبخیر و تجزیه حرارتی روغن است که میتواند نشاندهنده تمایل سیال به تشکیل رسوبات در دماهای بالا باشد.
Catalyst (کاتالیست)
کاتالیست ترکیبی است که در واکنشهای شیمیایی شرکت کرده و بدون اینکه دستخوش تغییر شود، سرعت و بازده واکنش را افزایش میدهد.
Cavitation (کاویتاسیون)
کاویتاسیون فرایند تشکیل و ترکیدن حبابهای بخار یا هوا در یک مایع است که میتواند منجر به ایجاد فرسایش و حفرههای ریز روی سطوح فلزی شود. این پدیده معمولاً در اثر کاهش فشار ناگهانی رخ داده و میتواند به خرابی تجهیزات هیدرولیکی منجر شود.
Channel Point (نقطه کانال)
نقطه کانال، پایینترین دمایی است که در آن یک روغن دنده میتواند بهدرستی جریان یابد و مورد استفاده قرار گیرد.
Chlorinated Paraffins (CPS) (پارافینهای کلردار)
پارافینهای کلردار ترکیباتی هستند که در ابتدا بهعنوان روانکار و خنککننده در فرایندهای فلزکاری استفاده میشدند. همچنین، این ترکیبات بهعنوان نرمکننده (پلاستیسایزر) و عوامل ضدحریق در صنایع رنگ، چسب، پلاستیک و پلیمرها به کار میروند.
Cloud Point(فقط ابری شدن یا نقطه بخار)
نقطه ابری شدن دمایی است که در آن یک روانکار پس از خنک شدن، به دلیل تجمع مولکولهای موم، کدر میشود. این ویژگی میتواند بر عملکرد سیال در دماهای پایین تأثیر بگذارد.
Cold Cranking Simulator (CCS)(شبیه ساز استارت سرد)
شبیهساز استارت سرد، دستگاهی است که توانایی روانکارهای موتوری را در تسهیل استارت موتور در دماهای پایین ارزیابی میکند. این آزمون بهویژه برای سنجش قابلیت ویسکوزیته روغنهای موتور در هوای سرد کاربرد دارد.
Consistency (Grease) (قوام گریس)
قوام یک گریس به درجه سختی یا نرمی آن اشاره دارد. این ویژگی معمولاً با آزمون نفوذ مخروط اندازهگیری میشود و به ویسکوزیته روغن پایه، نوع و مقدار سفتکننده بستگی دارد.
Corrosion (خوردگی)
خوردگی پدیدهای است که در آن ترکیبات شیمیایی موجود در روانکار باعث تخریب سطوح فلزی میشوند. دو عامل اصلی خوردگی شامل: (۱) آب، که باعث زنگزدگی فلزات آهنی میشود و (۲) اسیدها، که ناشی از اکسیداسیون روانکار یا فرآیند احتراق سوخت هستند.
Corrosion Inhibitor (ضد خوردگی) افزودنیهایی که برای محافظت از سطوح فلزی روانکاریشده در برابر واکنشهای شیمیایی ناشی از آب یا سایر ترکیبات خورنده به کار میروند. این افزودنیها شامل ترکیبات قطبی هستند که سطح فلزی را پوشش داده و از تماس مستقیم آن با عوامل خورنده جلوگیری میکنند. برخی دیگر از این ترکیبات، با جذب آب و تشکیل امولسیون آب در روغن، سطح فلزی را از تماس مستقیم با آب محافظت میکنند.
Cylinder Oil (روغن سیلندر)
روانکاری که بهصورت ویژه برای روانکاری سیلندرهایی نظیر موتورهای بخار، کمپرسورهای هوا و شیرآلات مورد استفاده قرار میگیرد. این روغنها در گریدهای مختلف ویسکوزیتهای عرضه میشوند تا در شرایط دمایی بالا عملکرد بهینه داشته باشند. روغنهای سیلندر بخار معمولاً در سیستمهای بخار فوق حرارتی و فشار بالا کاربرد دارند.
Demulsifier (دمولسیفایر) افزودنیای که موجب جداسازی آب از روغن در سیستمهایی میشود که در معرض رطوبت یا بخار قرار دارند. این ترکیبات نقش مهمی در بهبود عملکرد روانکارها در محیطهای مرطوب دارند.
Density (دانسیته) نسبت جرم به حجم یک ماده که نشاندهنده میزان چگالی آن است و یکی از ویژگیهای مهم سیالات در ارزیابی کیفیت و عملکرد آنها محسوب میشود.
Detergent (دترجنت) افزودنی مهم در روانکارهای موتوری و صنعتی که از ایجاد رسوب و آلودگی بر روی سطوح فلزی جلوگیری میکند. این ترکیبات معمولاً شامل فلزاتی نظیر باریم، کلسیم یا منیزیم همراه با ترکیبات آلی مانند سولفوناتها، فسفوناتها، تیوفسفاتها و سالیسیلاتها هستند.
Dewaxing (حذف وکس) فرایند حذف پارافینهای بلند زنجیر در تولید روغن پایه، بهمنظور بهبود ویژگیهای دمای پایین سیال، از جمله کاهش نقطه ابری شدن و نقطه جاری شدن.
Dispersant (متفرقکننده) افزودنیای که از تجمع ذرات نامحلول ناشی از اکسیداسیون روغن و احتراق سوخت جلوگیری کرده و آنها را بهصورت سوسپانسیون در روغن نگه میدارد تا از تشکیل رسوبات مضر جلوگیری شود.
Dropping Point (نقطه ریزش) دمایی که در آن یک گریس از حالت نیمهجامد به مایع تبدیل میشود. این پارامتر با روش استاندارد ASTM D556 اندازهگیری میشود.
Elastohydro-dynamic (EHD) Lubrication (روانکاری الاستوهیدرودینامیک) نوعی روانکاری که بین دو سطح تحت فشار بالا اتفاق میافتد. در این حالت، افزایش موقت ویسکوزیته روانکار در نقاط تماس موجب تشکیل یک لایه روانکار قوی و جلوگیری از سایش میشود.
Elastomer (الاستومر) مواد لاستیکی طبیعی یا سنتزی که در ساخت آببندها و قطعات پلیمری مورد استفاده قرار میگیرند. سازگاری این ترکیبات با روانکارها به فرمولاسیون شیمیایی آنها بستگی دارد.
Insulating Oil (روغن عایق الکتریکی) روغنی با کیفیت پالایش بالا که در تجهیزات الکتریکی نظیر ترانسفورماتورها برای عایقبندی و خنککاری مورد استفاده قرار میگیرد. این روغن باید خشک و عاری از رطوبت باشد، زیرا وجود آب میتواند خاصیت عایقی آن را کاهش داده و خطر جرقه و آتشسوزی را افزایش دهد.
Elastomer Compatibility (سازگاری با الاستومرها) توانایی یک روانکار در حفظ ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی الاستومرها در تماس طولانیمدت با آن.
Emulsifier (امولسیفایر) افزودنیای که به تشکیل یک امولسیون پایدار از روغن و آب کمک میکند. امولسیفایرها شامل صابونهای فلزی، چربیهای گیاهی و حیوانی و ترکیبات قطبی قوی هستند.
Emulsion (امولسیون) مخلوطی دوفازی که شامل قطرات ریز یک مایع درون مایع دیگر بهصورت معلق است. امولسیونها میتوانند روغن در آب یا آب در روغن باشند و در صنایع مختلفی از جمله فلزکاری، خودروسازی و روانکاری کاربرد دارند.
EP Additives (افزودنی ضد فشار) افزودنیهایی که از تماس مستقیم سطوح فلزی و ایجاد جوش سرد در شرایط فشار بالا جلوگیری میکنند. ترکیبات حاوی گوگرد، کلر و فسفر بهعنوان افزودنیهای ضد فشار رایج هستند.
Ester (استر) ترکیبی شیمیایی حاصل از واکنش یک الکل با یک اسید آلی که در تولید روانکارهای مصنوعی و روغنهای پایه بهکار میرود.
Fire Point (نقطه احتراق) دمایی که در آن یک روانکار در مجاورت شعله مشتعل میشود.
Fire Resistant Fluids (سیالات مقاوم در برابر آتش) روانکارهای ویژهای که در دماهای بالا و محیطهای پرخطر مانند معادن و ماشینآلات صنعتی استفاده میشوند. این سیالات به سه دسته تقسیم میشوند:
- امولسیون آب در روغن که آب موجود در آن از احتراق جلوگیری میکند.
- سیالات آب-گلایکولی که ترکیبی از آب و گلایکول هستند.
سیالات غیرآبی مانند استرهای فسفات و هیدروکربنهای هالوژنه که دارای فراریت کم هستند و در برابر شعله مقاومند. نقطه اشتعال (Flash Point)
حداقل دمایی که در آن یک سیال بهطور لحظهای بخارهای قابل اشتعال تولید کرده و با یک منبع جرقه مشتعل میشود.
بهبوددهنده سیالیت (Flow Improver)
افزودنیای که بهمنظور کنترل رشد کریستالهای وکس در سیالات طراحی شده است. این افزودنی باعث بهبود جریانپذیری روانکار در دماهای پایین و کاهش مشکلات سیالیت در سرما میشود.
تشکیل کف (Foaming)
ترکیب شدن هوا با سیالات هیدروکربنی میتواند موجب کاهش عملکرد روانکاری شود. تشکیل کف ممکن است به دلیل تخریب شدید روغن، کیفیت نامناسب سیال، نشت هوا، کاویتاسیون یا وجود آلودگیهایی مانند آب و ترکیبات خارجی رخ دهد. برای جلوگیری از این پدیده، از مواد ضدکف استفاده میشود. بررسی میزان تمایل یک سیال به تولید کف، طبق استاندارد ASTM D892 با دمیدن هوا در دمای مشخص و اندازهگیری حجم کف انجام میشود.
فرتینگ (Fretting)
نوعی سایش ذاتی ناشی از نوسانات کمدامنه یا ارتعاشات که منجر به جدا شدن ذرات بسیار ریز از سطوح در تماس میشود. این پدیده معمولاً در بلبرینگهای خودروهایی که با قطار حمل میشوند، رخ میدهد. در حضور آلیاژهای آهنی، ذرات حاصل از این سایش اکسید شده و به رنگ قرمز مایل به زنگزدگی درمیآیند. روغن به تنهایی قادر به جلوگیری کامل از فرتینگ نیست، اما میتواند میزان آن را کاهش دهد.
اصطکاک (Friction)
مقاومتی که در برابر حرکت یک سطح بر روی سطح دیگر ایجاد میشود. میزان اصطکاک به نوع مواد در تماس و نیروی عمودی بین آنها بستگی دارد. نیروی اصطکاک بین سطوح جامدِ بدون روانکاری، به سرعت و سطح تماس وابسته است. ضریب اصطکاک از تقسیم نیروی لازم برای حرکت یک جسم با سرعت ثابت بر وزن آن به دست میآید. در سیالات، اصطکاک بین مولکولهای گاز یا مایع رخ داده و به عنوان “استرس برشی” شناخته میشود.
بهبوددهنده اصطکاک (Friction Modifier)
افزودنیای که موجب کاهش ضریب اصطکاک و بهبود عملکرد روانکاری سطح میشود.
جعبه دنده (Gearbox)
مجموعهای از چرخدندهها که برای انتقال نیرو از یک محور به محور دیگر طراحی شدهاند. جعبهدنده علاوه بر انتقال نیرو، بهعنوان مخزن روغن دنده عمل کرده و از اجزای داخلی در برابر آلودگی و عوامل محیطی محافظت میکند. جعبهدندهها در صنایع مختلف، خودروها و تجهیزات خانگی به کار میروند و میتوانند بهصورت بسته یا باز باشند. در مدلهای باز، معمولاً از گریس بهعنوان روانکار استفاده میشود.
روغن دنده (Gear Oil)
روغنی با کیفیت بالا که دارای پایداری اکسیداسیونی، تحمل فشار زیاد، مقاومت در برابر زنگزدگی و تشکیل کف است. این روغن برای روانکاری چرخدندهها و زنجیرهای صنعتی مورد استفاده قرار میگیرد. روغنهای دنده ضد فشار (EP) برای شرایطی که فشار و سایش لغزشی شدید وجود دارد، طراحی شدهاند.
چرخدنده (Gear)
جزئی از ماشینآلات که با درگیر شدن دندانههای خود، نیرو و حرکت را انتقال میدهد. سادهترین نوع، چرخدندههای دندانهصاف هستند که در انتقال نیرو بین محورهای موازی کاربرد دارند اما باعث ایجاد نویز و لرزش میشوند. برای کاهش این مشکلات، از چرخدندههای مارپیچ استفاده میشود که دندانههای آنها زاویهدار است و نیرو را بهصورت تدریجی منتقل میکند.
چرخدندههای مخروطی برای انتقال نیرو بین محورهای غیرموازی استفاده میشوند. چرخدندههای هیپوئید که بیشتر در خودروها به کار میروند، انتقال قدرت نرمتری داشته و نیازمند روانکارهای فشارپذیر هستند. در چرخدندههای حلزونی، به دلیل تماس زیاد بین دندانهها، اصطکاک افزایش یافته و نیاز به روانکارهای مخصوص دارند.
غیر قابل امتزاج (Immiscible)
دو فاز فیزیکی از سیالات که قادر به اختلاط کامل و تشکیل یک فاز واحد نیستند. به عنوان مثال، آب و سیالات هیدروکربنی در حالت طبیعی امتزاجپذیر نیستند، اما با افزودن امولسیفایر میتوان آنها را همگن کرد.
روانکار صنعتی (Industrial Lubricant)
هر سیال نفتی، سنتزی یا گریس که برای روانکاری تجهیزات صنعتی مانند چرخدندهها، توربینها و کمپرسورها به کار میرود.
آنالیز فروسرخ (Infrared (IR) Analysis)
روشی از طیفسنجی جذبی که برای شناسایی گروههای عاملی آلی در یک نمونه از طریق اندازهگیری میزان جذب نور در محدوده فروسرخ استفاده میشود. این آزمون قادر به تشخیص ترکیباتی مانند آب، بقایای هیدروکربنی، محصولات اکسیداسیون و آلودگیهای ناشی از مایعات خنککننده موتوری است. روشهای مبتنی بر تبدیل فوریه (FTIR) امکان تهیه نمودارهای دقیق و دیجیتالی از نمونههای مورد بررسی را فراهم میکنند.
سیستم طبقهبندی ویسکوزیته ISO (ISO Viscosity Classification)
یک استاندارد بینالمللی برای دستهبندی روانکارها بر اساس ویسکوزیته آنها. هر گرید ISO نمایانگر میانگین ویسکوزیته یک روغن در دمای 40 درجه سانتیگراد بر حسب سانتیاستوک (cSt) است. برای مثال، روغن با گرید ISO 32 دارای ویسکوزیتهای در محدوده 28.8 تا 35.2 cSt است.
ویسکوزیته سینماتیک (Kinematic Viscosity)
زمان مورد نیاز برای عبور یک حجم مشخص از روغن از یک لوله شیشهای مارپیچ که مقدار آن بر حسب سانتیاستوک (cSt) یا متر مربع بر ثانیه گزارش میشود.
شاخص سایش بار (Load Wear Index – LWI)
معیاری برای سنجش قابلیت یک روانکار در جلوگیری از سایش تحت بار اعمالی. این شاخص بر اساس نتایج آزمون چهار گلوله محاسبه شده و پیشتر با عنوان “میانگین بار هرتز” شناخته میشد.
روانکار (Lubricant)
هر مایع، جامد یا گریسی که باعث کاهش اصطکاک، حرارت و سایش بین سطوح در حال حرکت شود.
روانکاری (Lubrication)
فرآیند کنترل اصطکاک و سایش با ایجاد یک فیلم روانکار بین دو سطح در حال حرکت. روانکار میتواند مایع، جامد یا نیمهجامد باشد.
برگه اطلاعات ایمنی مواد شیمیایی (Material Safety Data Sheet – MSDS)
سندی شامل اطلاعات ایمنی یک محصول شیمیایی، از جمله مشخصات ترکیبات خطرناک (با فراوانی حداقل 1٪)، اقدامات پیشگیرانه، نکات احتیاطی و راهکارهای اضطراری.
روانکار فلزکاری (Metalworking Lubricant)
روغنهای پایه هیدروکربنی که برای تسهیل فرآیندهای برش و شکلدهی فلزات استفاده میشوند.
روغن پایه معدنی (Mineral Oil)
روغنهای پایه با منشأ نفتی که در مقابل روغنهای گیاهی، حیوانی و سنتزی قرار میگیرند.
انحلالپذیر (Miscible)
قابلیت امتزاج دو یا چند ماده و تشکیل یک فاز همگن.
مولیبدن دیسولفید (Molybdenum Disulfide)
پودری سیاه و براق که بهعنوان روانکار خشک در دماهای بالا و خلأ شدید استفاده شده و میتواند بهصورت خمیر یا افزودنی در روغن و گریس به کار رود.
MRV Viscosity (ویسکوزیته MRV)
ویسکوزیته MRV معیاری برای اندازهگیری ویسکوزیته در دماهای پایین و سرعتهای برشی مشخص است. این آزمون، که با استفاده از ویسکومتر روتاری مینی MRV انجام میشود، توانایی روغن موتور را در پمپ شدن سریع به نواحی حساس موتور پس از استارت سرد ارزیابی میکند.
Neutralization Number (عدد خنثیسازی)
عدد خنثیسازی شاخصی برای اندازهگیری خاصیت اسیدی یا بازی یک ماده است. این مفهوم، با وجود کاربردهای گذشته، امروزه کمتر مورد استفاده قرار میگیرد.
Naphthenic (نفتنیک)
ترکیبات نفتنیک شامل هیدروکربنهای سیکلوپارافینی با فراوانی بالا هستند. این ترکیبات معمولاً دارای مقدار کمی از واکسهای زنجیره بلند بوده و ویژگیهای خاصی در فرایند روانکاری دارند.
Newtonian Fluid (سیالات نیوتونی؟)
سیالاتی مانند برخی روغنهای پایه که ویسکوزیته آنها مستقل از نرخ برش باشد، سیالات نیوتونی نامیده میشوند.
NLGI Automotive Grease Classification (دستهبندی گریسهای خودرویی NLGI)
این دستهبندی که با همکاری SAE، ASTM و NLGI تدوین شده است، روانکارهای گریسی خودرو را به دو گروه کلی تقسیم میکند:
- گریسهای شاسی
- گریسهای بلبرینگ چرخ
سطح کیفیت هر دسته با استفاده از استانداردهای آزمون ASTM تعیین میشود.
NLGI (National Lubricating Grease Institute) (انستیتو ملی گریس روانکاری (NLGI))
NLGI یک انجمن تجاری است که بر فناوری و طبقهبندی گریس تمرکز دارد. سیستم طبقهبندی این انستیتو یکی از شناختهشدهترین روشهای دستهبندی گریس بر اساس میزان نفوذ آن است.
NLGI Grades Consistency (درجهبندی قوام گریس NLGI)
یک سیستم ساده برای تعیین میزان قوام گریس که توسط NLGI تدوین شده است.
Non-Newtonian Fluid (سیالات غیرنیوتونی)
سیالاتی مانند گریس و روغنهای حاوی پلیمر که ویسکوزیته آنها به صورت خطی با نرخ برش تغییر نمیکند، سیالات غیرنیوتونی نامیده میشوند.
Normal Paraffin (پارافین نرمال)
هیدروکربنهای راستزنجیر که ساختار خطی دارند.
Open Gear (چرخدندههای روباز)
مجموعهای از چرخدندهها که به دلیل عدم وجود محفظه محافظ، در معرض عوامل محیطی مختلف قرار دارند. این سیستمها معمولاً در ابعاد بزرگ، تحت بارهای سنگین و با سرعتهای پایین کار میکنند و در صنایع معدنی، ماشینآلات ساختمانی، آسیابهای پلاستیک و لاستیک، و خشککنهای چرخشی کاربرد دارند.
روانکارهای مناسب برای این سیستمها باید دارای چسبندگی بالا باشند تا به سطح دندهها بچسبند و در برابر آب و سایر عوامل محیطی مقاوم باشند.
Oxidation (اکسیداسیون)
واکنش شیمیایی که منجر به ترکیب شدن اکسیژن با ساختار مواد نفتی میشود. همه مشتقات نفتی مستعد اکسیداسیون هستند که در نهایت موجب تخریب ساختار شیمیایی و کاهش عملکرد آنها میشود.
اکسیداسیون تحت تأثیر عواملی مانند گرما، نور، کاتالیزورهای فلزی، آب و ترکیبات اسیدی تسریع میشود. این واکنشها میتوانند منجر به تشکیل ترکیباتی مانند الکلها، آلدئیدها، کتونها و در نهایت اسیدهای آلی شوند که با یکدیگر ترکیب شده و ساختارهای پلیمری سنگین نامحلول در روغن (مانند لجن و وارنیش) را تشکیل میدهند. این رسوبات میتوانند عملکرد تجهیزات را مختل کرده و موجب خوردگی قطعات فلزی شوند.
پایداری اکسیداسیونی یک روانکار را میتوان با انتخاب دقیق روغن پایه، استفاده از روشهای پالایشی ویژه و افزودن مواد آنتیاکسیدان افزایش داد.
Oxidation Inhibitor (مهارکننده اکسیداسیون)
ترکیباتی که به مقدار کم به روانکارها افزوده میشوند تا پایداری اکسیداسیونی آنها را افزایش داده و عمر مفیدشان را بیشتر کنند.
این افزودنیها که به نام آنتیاکسیدان نیز شناخته میشوند، از سه طریق از اکسیداسیون جلوگیری میکنند:
- واکنش با پراکسیدهای حاصل از اکسیداسیون و کاهش اثرات مخرب آنها
- تخریب ساختارهای پراکسیدی
- غیرفعالسازی کاتالیزورهای فلزی که باعث تسریع اکسیداسیون میشوند
Oxidation Stability (پایداری اکسیداسیونی)
مقاومت ترکیبات نفتی در برابر اکسیداسیون را پایداری اکسیداسیونی مینامند.
چندین روش استاندارد برای ارزیابی پایداری اکسیداسیونی روانکارها و سوختها وجود دارد که معمولاً شامل قرار دادن نمونه در معرض اکسیژن، دماهای بالا و گاهی اوقات حضور آب یا فلزات کاتالیزوری است. نتایج این آزمونها میتواند شامل مواردی مانند زمان مورد نیاز برای افت فشار، میزان لجن یا رسوبات تشکیلشده، یا مقدار اکسیژن مصرفشده در یک بازه زمانی مشخص باشد.
Paraffin (پارافین)
هیدروکربنهای اشباعشده خطی یا شاخهدار که به آلکانها نیز معروفاند. ترکیبات پارافینیک نسبت به روغنهای نفتنیک مقاومت بالاتری در برابر اکسیداسیون دارند.
روغنهای پارافینیک به دلیل دارا بودن مقدار بالای ترکیبات واکسی، نقطه جاری شدن بالاتر و شاخص ویسکوزیته بهتری دارند، اما نسبت به روغنهای نفتنیک و آروماتیکها از نظر حلالیت ضعیفتر هستند.
pH (پیاچ)
معیاری برای اندازهگیری خاصیت اسیدی یا بازی محلولها، که در بازه 0 (بسیار اسیدی) تا 14 (بسیار بازی) قرار دارد. مقدار 7 نشاندهنده محیط خنثی (مانند آب مقطر) است.
Phenol (فنول)
ترکیبی کریستالی و سفیدرنگ از مشتقات بنزن که در تولید رزینهای صنعتی، برخی حشرهکشها، پلاستیکها و فرآیندهای پالایشی مورد استفاده قرار میگیرد.
فنول یک ترکیب سمی است و باید از تماس مستقیم آن با پوست جلوگیری شود.
Phosphate Ester (فسفات استر)
گروهی از روانکارهای سنتزی با مقاومت فوقالعاده در برابر آتش. این ترکیبات دارای پایداری هیدرولیتیک ضعیفی هستند، عمدتاً با روغنهای پایه معدنی ناسازگار بوده و شاخص گرانروی پایینی دارند. فسفات استرها بهعنوان روغنهای هیدرولیک مقاوم در برابر آتش در کاربردهای دما بالا استفاده میشوند.
Poise (پواز)
واحد اندازهگیری ویسکوزیته مطلق یا دینامیکی.
Polyglycols (پلی گلایکول)
پلیمری از اتیلن و پروپیلن اکساید که بهعنوان روانکارهای سنتزی مورد استفاده قرار میگیرد. این روغنهای پایه دارای ویژگیهایی مانند پایداری هیدرولیتیک بالا، شاخص گرانروی بالا و فراریت پایین هستند.
Polymer (پلیمر)
ساختاری متشکل از واحدهای تکرارشونده مونومری. پلیمرها میتوانند جامد یا مایع باشند. پلیمرهای جامد ممکن است میلیونها واحد تکرارشونده داشته باشند. اگر یک پلیمر از دو یا چند مونومر ناهمسان تشکیل شده باشد، به آن کوپلیمر گفته میشود و اگر شامل سه مونومر ناهمسان باشد، ترپلیمر نامیده میشود. پلیمرها معمولاً بهعنوان بهبوددهندههای شاخص گرانروی در روغنهای مالتیگرید به کار میروند.
Polyolefin (پلیاولفین)
پلیمری که از پلیمریزاسیون اولفینهای ساده حاصل میشود. پلیاتیلن و پلیپروپیلن از مهمترین پلیاولفینها هستند.
Polyol Ester (پلیال استر)
روغن پایهای سنتزی که از واکنش اسیدهای چرب با ترکیبات پلیال مانند گلایکولهای مشتقشده از نفت بهدست میآید. این روغنها دارای پایداری اکسیداسیونی عالی در دماهای بالا و فراریت اندک هستند و معمولاً در فرمولاسیون روغنهای توربین، کمپرسور، موتورهای جت و خودرو استفاده میشوند.
Pour Point (نقطه جاری شدن)
پایینترین دمایی که در آن یک روغن همچنان قابلیت جاری شدن خود را حفظ میکند.
Pour Point Depressant (کاهنده نقطه جاری شدن)
افزودنیای که برای کاهش دمای جاری شدن محصولات نفتی به کار میرود.
ppb (Parts Per Billion) / ppm (Parts Per Million) (بیبیبی / پیپیام)
بهترتیب نشاندهنده یک قسمت در یک میلیارد و یک قسمت در یک میلیون قسمت است.
Process Oil (روغن پروسس)
روغنی که بهعنوان یک جزء موقتی یا دائمی در یک محصول نهایی مورد استفاده قرار میگیرد. روغنهای پروسس آروماتیک دارای حلالیت بالا هستند و در فرمولاسیون مواد شیمیایی، جوهرهای روغنی، پلیمرها و لاستیکهای سنتزی استفاده میشوند. روغنهای نفتنیک پروسس به دلیل نقطه جاری شدن پایین و خواص حلالیتی شناخته شدهاند، درحالیکه روغنهای پارافینیک پروسس دارای مقادیر کم آروماتیک و رنگ روشن هستند.
Quenching Oil (روغن کوئنچینگ (عملیات حرارتی))
روغنی با کیفیت بالا و پایداری اکسیداسیونی که در فرآیند ساخت قطعات فلزی برای سرد کردن آنها استفاده میشود. این روغنها به دلیل سرعت سردکنندگی کنترلشده نسبت به آب ترجیح داده میشوند، زیرا احتمال ترکخوردگی و پیچیدگی فلز را کاهش میدهند. روغنهای عملیات حرارتی باید فاقد هرگونه باقیمانده و آلودگی باشند تا فرآیند تولید تمیز انجام شود.
R&O (Rust and Oxidation Inhibited) (روغن ضدزنگ و اکسیداسیون)
اصطلاحی که به روانکارهای صنعتی با پالایش بالا اطلاق میشود. این روغنها در سیستمهای روانکاری گردشی، کمپرسورها، توربینها، سیستمهای هیدرولیک و جعبهدندهها با نیاز به طول عمر بالا استفاده میشوند.
Refining (پالایش)
مجموعهای از فرآیندهای فیزیکی و شیمیایی برای تبدیل نفت خام و مشتقات آن به محصولات نهایی. این فرآیند شامل تقطیر، کرکینگ حرارتی، کرکینگ کاتالیزوری، پلیمریزاسیون، آلکیلاسیون، ریفورمینگ، هیدروکراکینگ، هیدروژنتریتینگ، استخراج با حلال، حذف وکس، اسید تریتینگ و فیلتراسیون میشود.
Re-Refining (پالایش مجدد)
فرآیند تصفیه و بازیافت روغنهای استفادهشده برای احیای مجدد آنها.
Rheology (رئولوژی)
علم مطالعه تغییر شکل و جریان مواد در برابر عواملی مانند تنش، کشش، دما و زمان. ویژگیهای رئولوژیکی گریسها معمولاً با استفاده از تست نفوذ و ویسکوزیته ظاهری اندازهگیری میشود.
Rolling Oil (روغن نورد)
روغنی که در نورد گرم و سرد فلزات برای تسهیل حرکت، بهبود تغییر شکل، انتقال حرارت و افزایش طول عمر غلتکها استفاده میشود. روغنهای نورد باید دارای مقاومت در برابر فشار بالا و در نورد گرم، قابلیت جدایش مناسب از آب باشند.
Rust Inhibitor (ضدزنگ)
افزودنیای که برای جلوگیری از زنگزدگی سطوح فلزی در روانکارها به کار میرود.
Rust Prevention (مانع زنگزدگی)
ترکیبی که سطح فلز را پوشانده و با ایجاد یک لایه محافظ از زنگزدگی جلوگیری میکند. این مواد معمولاً شامل روغن پایه، حلال، وکس یا آسفالت هستند که با تبخیر حلال، یک لایه حفاظتی روی فلز باقی میگذارند.
Saybolt Universal Viscosity (ویسکوزیته سایبولت)
مدت زمان لازم برای جریان یافتن 60 میلیلیتر از یک سیال نفتی از طریق ویسکومتر کالیبرهشده سایبولت تحت شرایط استاندارد ASTM D88. این روش امروزه با ویسکوزیته کینماتیکی و استاندارد ASTM D445 جایگزین شده است.
Scoring (اسکورینگ)
نوعی سایش شدید که به صورت خراشیدگیهای طولی در مسیر حرکت دو سطح فلزی ظاهر میشود. این سایش شدیدتر از اسکافینگ است.
Scuffing (اسکافینگ)
نوعی سایش موضعی که بهصورت سطحی زبر و ناهموار در تماس دو سطح فلزی دیده میشود.
Saponification (صابونی شدن)
واکنش هیدرولیز قلیایی استرهای اسید چرب که منجر به تولید الکل و نمک اسید چرب (صابونی شدن) میشود. این فرآیند در تولید گریسهای صابونی بهعنوان عامل قوامدهنده به کار میرود.
Seal Swell (تورم آببند)
پدیدهای که در آن قطعات لاستیکی مانند آببندها در تماس با روانکارهای نفتی یا سنتزی متورم میشوند. میزان تورم بسته به نوع الاستومر متفاوت است.
Semisynthetic (نیمهسنتزی)
روانکاری که از ترکیب روغنهای پایه معدنی و سنتزی تشکیل شده است.
Shear Rate (نرخ برش)
سرعت حرکت یک لایه سیال نسبت به لایه مجاور.
Shear Stress (تنش برشی) نیرویی که باعث حرکت یک لایه از سیال نسبت به لایه دیگر آن میشود. در سیالات نیوتونی مانند روغنهای معدنی، تنش برشی با سرعت برشی متناسب است و نسبت بین این دو مقدار ثابتی به نام ویسکوزیته را تشکیل میدهد. اما در سیالات غیرنیوتونی مانند گریسها و پلیمرهای محلول در روغن، این تناسب وجود ندارد و به همین دلیل ویسکوزیته این سیالات بهعنوان “ویسکوزیته ظاهری” شناخته میشود. در نتیجه، ویسکوزیته سیالات بر اساس دو متغیر دما و سرعت برشی تعریف میشود.
Spindle Oil (روغن دوک) روغنی با ویسکوزیته پایین و کیفیت بالا که در دستگاههای ریسندگی با سرعت بالا و ماشینهای فلزکاری، بهویژه در عملیات سنگزنی دوکها، به کار میرود. این روانکار علاوه بر افزودنیهای آنتیاکسیدان و ضدزنگ، برای افزایش طول عمر و عملکرد در شرایط مرطوب نیاز به افزودنیهای ضد سایش دارد تا فشار و سایش ناشی از شتاب، خصوصاً در مرحله شروع به کار، کاهش یابد.
Solvent (حلال) مادهای که قابلیت حل کردن یک ترکیب دیگر را دارد. عمده حلالهای نفتی شامل برشهای سبک مانند زایلن، تولوئن، هگزان، هپتان و نفتالنها هستند. حلالهای آروماتیک قدرت انحلال بالایی برای مواد شیمیایی آلی دارند.
Solvent Extraction (استخراج با حلال) یک فرآیند پالایشی برای جداسازی هیدروکربنهای غیراشباع از برشهای روغنی، با هدف بهبود پایداری اکسیداسیونی، افزایش شاخص ویسکوزیته و کاهش واکنشپذیری با افزودنیها.
Stick-Slip (حرکت ناپیوسته) حرکت نامنظم و پرنویز ماشینآلات که ناشی از اصطکاک لحظه شروع به کار است. این پدیده ناخواسته را میتوان با استفاده از روانکار مناسب و کاهش اصطکاک اولیه کنترل کرد.
Tackifier (افزاینده چسبندگی) پلیمرهای سیالی با وزن مولکولی بالا که به روانکارها افزوده میشوند تا خاصیت چسبندگی آنها را افزایش دهند.
TAN (عدد اسیدی کل) معیاری برای سنجش میزان اسیدی بودن یک روغن که نشاندهنده سطح اکسیداسیون و میزان ترکیبات اسیدی آن است.
TBN (عدد بازی کل) شاخصی برای تعیین میزان ترکیبات قلیایی موجود در روانکار که برای خنثیسازی اسیدهای تولیدشده در فرآیند احتراق و کاهش خوردگی موتور کاربرد دارد.
Turbine Oil (روغن توربین) روغن روانکاری با کیفیت بالا که در برابر زنگزدگی و اکسیداسیون مقاوم است و برای استفاده در توربینهای بخار و سایر سیستمهایی که نیازمند روغن با پایداری اکسیداسیونی بالا هستند، طراحی شده است. همچنین در برخی موارد، بهعنوان سیال انتقال حرارت در سیستمهای باز مورد استفاده قرار میگیرد.
Thermal Stability (پایداری حرارتی) توانایی یک روغن در حفظ خواص شیمیایی و فیزیکی خود در دماهای بالا بدون تخریب ساختار آن.
Thixotropy (تیکسوتروپی) ویژگی برخی گریسها و سیالات غیرنیوتونی که در اثر اعمال نیروی برشی نرمتر شده و جاری میشوند، اما پس از حذف نیرو، به حالت اولیه خود بازمیگردند.
Tribology (تریبولوژی) علم مطالعه برهمکنش سطوح در حال حرکت نسبت به یکدیگر، شامل بررسی اصطکاک، سایش و روانکاری. تریبولوژی نقش مهمی در بهینهسازی مصرف انرژی و کاهش سایش قطعات صنعتی دارد.
Vapor Pressure (فشار بخار) فشاری که از بخار یک مایع در تعادل با فاز مایع آن در یک دمای مشخص ایجاد میشود. این پارامتر نشاندهنده میزان فراریت مایع است.
Varnish (وارنیش) لایهای از ترکیبات اکسیدشده روغن که در دمای بالا روی سطوح تشکیل میشود و میتواند منجر به افزایش سایش و کاهش عملکرد ماشینآلات شود. ترکیباتی مانند شویندهها (دترجنت)، پخشکنندهها (دیسپرسنت) و آنتیاکسیدانها میتوانند از تشکیل وارنیش جلوگیری کنند.
Viscosity (ویسکوزیته) مقاومت یک سیال در برابر جاری شدن. مرسومترین واحد ویسکوزیته، پواز است که نشاندهنده نیروی موردنیاز برای حرکت یک لایه سیال روی لایهای دیگر با سرعت مشخص است. در آزمایشگاه، ویسکوزیته معمولاً به روش کینماتیکی و با استفاده از لولههای مویین (ویسکومتر) در دمای کنترلشده اندازهگیری میشود. واحد ویسکوزیته کینماتیک “استوک” است که بیانگر سانتیمتر مربع بر ثانیه است.
Viscosity Index (VI) – شاخص ویسکوزیته پارامتری بدون بعد که نشاندهنده تأثیر دما بر ویسکوزیته کینماتیک یک روغن است. هرچه شاخص ویسکوزیته بالاتر باشد، تغییرات ویسکوزیته آن نسبت به دما کمتر خواهد بود.
Viscosity Index Improver (افزودنی بهبود شاخص ویسکوزیته) افزودنیهای پلیمری که برای کاهش تأثیر تغییرات دما بر ویسکوزیته روغن طراحی شدهاند و به حفظ پایداری عملکرد روانکارها در دماهای مختلف کمک میکنند.
Volatility (فراریت) معیاری از تمایل یک مایع به تبخیر. سیالات با فراریت بالاتر دارای نقطه جوش پایینتر و اشتعالپذیری بیشتری هستند.
Weld Point (نقطه جوشخوردگی) حداقل فشاری (برحسب کیلوگرم) که در آزمون چهارگلوله باعث جوش خوردن کامل گویهای فلزی بر اثر سایش شدید میشود. این مقدار نشاندهنده مقاومت روانکار در برابر فشارهای بالا است.






